menusearch
peykparishan.ir

از حافظه ی سنجاب ها تا حافظه ی بلوط های زاگرس

۱۴۰۰/۴/۱۱ جمعه
(0)
(0)
از حافظه ی سنجاب ها تا حافظه ی بلوط های زاگرس
از حافظه ی سنجاب ها تا حافظه ی بلوط های زاگرس

از حافظه ی سنجاب ها تا حافظه ی بلوط های زاگرس

پیک پریشان/ صباح سلطانی- اصلا انگار نقشه ی این منطقه ی همیشه سبز، خودش یک بلوط خمیده باشد. یک بلوط خمیده با حافظه ای شاید به قدمت تاریخ. درست به قدمت تاریخ! که این مرز و بوم زیر سایه ی این بلوط خمیده قرن ها نفس کشیده و سینه اش وصل بوده به حافظه ی همین بلوط خمیده ی کهن؛ آنجا که آدم خودش را می خواهد و سن و سال اش را از آوندهایش که آبراهه ی آبادانی بوده، اندازه بگیرد.

زاگرس و بلوط هایش جبرانی حافظه ی سنجاب ها هستند! هر بلوطی که سر از خاک درآورده، انگشت اشاره ای شده که روی آن بلند ترین تپه های تند و تیز به آسمان فرو رفته، بیرون آمده و دارد مودبانه اجازه می گیرد که خودش را معرفی کند. که بگوید آن قدیمی ترین سنجاب کم حافظه که سر دانه بلوط ها را زیر خاک می کرد، شاید دیگر در میان مان نباشد، اما آن قدیمی ترین بلوطی که همان سنجاب فراموش کار به خاک اش سپرده بود، اکنون زنده است خود معلم تاریخ مان شده و به حافظه سپرده چرخش روزگاران را.

زاگرس و بلوط هایش فراموشی نگرفته اند! آن ها خوبی و بدی ها را همه در سینه دارند. از آنی که زیر بلوط های دیگر آتش افروخت و سرزمین مان را خاکستری کرد و آبادانی را از ما گرفت... و آنی که بزرگ شده ی زیر سایه ی بلوط ها بود و قدرشناس سایه های حافظه دارش.

آنی که بالا می رفت از تپه های بلند و کوتاه زاگرس تا آتش افروخته شده ی میان بلوط ها (که نه آتش افروخته شده ی میان حافظه های تاریخ) را خاموش کند...

سینه ی ما و آبا و اجدادمان بند بوده به سینه ی زاگرس. نفس مان بند به نفس اش بوده. حالا اگر کم حافظه ایم، مثل سنجاب های زاگرس باشیم. اگر نه، بلوطی باشیم، سایه ای بیافکنیم به اندازه ی یک عمر؛ به اندازه ی یک سرزمین...

نظرات کاربران
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

بستن
*نام و نام خانوادگی
* پست الکترونیک
* متن پیام

0 نظر